1 - مرگ ، ته نوشت عمر است.
2 - كودك خيالم را ، از شير گرفتم.
3 - سيم ِ آخر ، صدای خوشی ندارد.
4 - تا «آن روي ِ سكه» ، راهی نیست.
5 - ماشین «بی باک» ، مفت نمی ارزد.
6 - زلزله ، کابل ...
متهم ردیف اول
1 - آدم پخته ، بوی الرحمان می گیرد.
2 - متهم ردیف اول ردیف آخر نشسته بود.
3 - آینده ، در دستور زبان بحران جایی ندارد.
4 - سیل تو سرزنان از شیب د...
1 - بکش تا زنده بمانی شعار سلاخ است.
2 - تابلوی شنا ممنوع ، ماهی را دل خور کرد.
3 - خِشتَک عده ای ، قربانی گام بلند می شود.
4 - روی ماهت را گرفته بودی ، نماز آیات خواندم.
5 - د...
1 - حادثه ، واحد تولید خبر است.
2 - زخم نا کار ، کاری از آب در آمد.
3 - حباب آب ، طاقت تلنگر هم ندارد.
4 - بیداری معتاد با چُرت پر می شود.
5 - ازدواج مجدد ، انتخاب هم...
1 - فقر ، دهان کفش را هم باز کرد.
2 - پارکینسون آدم را روی ویبره می گذارد.
3 - موسیقی دان بیمار با «رادیو دارو» درمان شد.
4 - تیر خلاص قبل از عزراییل به محل حادثه رسید....
1 - دانشجو معتاد شد ، واحدهای عملی بر داشت.
2 - خود پردازهيچ بانكي «حقوق بشر» را پرداخت نمي كند.
3 - تنبل ، شیپور جنگ نرم را در رختخواب می نوازد.
4 - باران ، زبان ِ ناودان ...
1 - بی کله ای سر شناس شد.
2 - زمین خوار ، زمین نمی خورد.
3 - ردیف شغلی بوی نان می دهد.
4 - مرد به «زن» ، سوء «ظن» پیدا کرد.
5 - بنده زاده همان آقازاده ی فقیر است.
6 - بی ان...
1 - نام مستاجر عرب ، مالک بود.
2 - سایه ام بوی همسایه گرفت.
3 - زاینده رود با آب درمانی زنده شد.
4 - نم ناک ترین دعا ، دعای باران است.
5 - بی کاری ، مشکل اشتغال را حل کرد.
6 - گن...
1- بعضی ها نخ می دهند تا لقمه نانی به کف آورند.
2- عطسه رله ی تاخیری تنبل حرفه ای است.
3- در کله پزی، زبان مادری هم امنیت ندارد.
4- خانه به دوش، فاتح دنیا است.
5- «بدبده» ...
با کمال افتخار و شادمانی پس از تحمل مدت ها رنج و مرارت در وادی پر سنگلاخ نشر ، دوست عزیز و بزرگوارمان استاد آقای دکتر امیر خوش وقتی موفق به انتشار دوجلد از زی...
1 - نام بیمار عرب «سالم» بود.
2 - پارکینسون آدم ها را روی ویبره می گذارد.
3 - فصل اتحاد همان فصل محرک ریاضیات است.
4 - ای کاش باشگاه مغز سازی هم دایر می شد.
5 - پاک باخته ر...
1 - فقر ، دهان کفش را هم باز کرد.
2 - آدم ها وقت بد بیاری ، بز می آورند.
3 - دکتر جواب کرد، عزرائیل فرم پذیرش پر کرد.
4 - نانوای «بندر خمیر» ، لنگ خمیر نمی شود.
5 - در کله پ...
1 - کشت دیم ، نگران رفاقت ابر و باد است.
2 - آدم ها در بورس با هم کورس می گذارند.
3 - درخت ها را مرتب می کارند تا به هم تنه نزنند.
4 - اختتامیه ، همان افتتاحیه ی ...
1 - کارپرداز هم بی کار شد.
2 - مرگ ، زندگی ِ «آفلاین» است.
3 - بنزین هم «جایگاه» دارد ، وای بر فقیر.
4 - خیال اش تخت بود آن هم از نوع دونفره.
5 - کفش فقیر با لبخند ، اش...
1 - لبخند ، زیباترین لب آويز است.
2 - رود و پل بر خلاف هم می رانند.
3 - كله پا ، نگران ِ مرگ ِ مغزي نيست.
4 - آس وپاس شرکای بی سرمایه هستند.
5 - در صرافی با «تمامیت ا...